بازار فولاد چین این روزها تصویری متناقض نشان میدهد. قیمت مواد اولیه بالا میرود، اما این رشد هنوز به رونق واقعی در تقاضای فولاد تبدیل نشده است. محصولات نهایی هم فقط کمی گران شدهاند و نشانهای از یک روند صعودی ماندگار در آنها دیده نمیشود. با احتیاط خریداران و تقاضای ناهمگون در بازارهای جهانی، این ناهماهنگی میان هزینه تولید و ارزش محصول نهایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
برای فعالان بازار ورق در ایران، سؤال اصلی فقط جهت قیمتهای جهانی نیست. باید دید این تغییرات در کنار نرخ ارز، هزینه تأمین دوباره کالا، وضعیت عرضه داخلی و توان خرید مصرفکننده چه نتیجهای خواهند داشت.
گرانی سنگآهن، نشانه رونق فولاد نیست
معاملات دوشنبه ۲۸ مهر (۱۹ اکتبر) در بازارهای چین دو چهره متفاوت از زنجیره فولاد نشان داد. در بورس دالیان، سنگآهن گران شد و زغالسنگ ککشو و کک ارزان شدند. در همین زمان، در بورس شانگهای، میلگرد و ورق گرم رشد اندکی داشتند. شاید این ترکیب در نگاه اول به نفع فولادسازان به نظر برسد، اما نمیتوان آن را شروع یک موج صعودی دانست.
ارزانشدن مواد کربنی بخشی از هزینه تولید را کم میکند. اگر قیمت فروش فولاد ثابت بماند، حاشیه سود کارخانهها بهتر میشود. از طرف دیگر، گرانی سنگآهن میتواند بخشی از این مزیت را از بین ببرد. پس نتیجه نهایی به سه چیز بستگی دارد: سهم هر نهاده در هزینه تمامشده، ترکیب مواد مصرفی هر کارخانه، و اینکه محصول را بتوان گرانتر فروخت یا نه.
نکته مهم دیگر این است که گرانشدن سنگآهن لزوماً به معنای بیشتر شدن مصرف نیست. تولید چدن و فولاد چین در سپتامبر نسبت به سال گذشته کمتر بوده است. پیشبینیها هم از کاهش تقاضای فولاد این کشور در سال ۲۰۲۶ خبر میدهند. یعنی تقاضای اصلی بازار هنوز محدود است. بخشی از رشد مواد اولیه ممکن است فقط برگشت قیمت پس از افت قبلی یا جابهجایی موقعیت معاملهگران باشد، نه نیاز واقعی و پایدار فولادسازان.

ورق گرم میان فشار هزینه و ضعف تقاضا
ورق گرم در چین یک امتیاز نسبی دارد. بخش تولید و صنعت همچنان در حال رشد است و این موضوع میتواند تقاضای فولاد تخت را بهتر از محصولاتی که به ساختوساز وابستهاند حفظ کند. با این حال، رشد صنعت بهتنهایی باعث نمیشود سفارش فولاد هم با همان سرعت بالا برود. موجودی انبارها، وضعیت فروش صنایع مصرفکننده و میزان تحمل خریداران در برابر قیمتهای جدید هم نقش تعیینکننده دارند.
در بررسی قیمت ورق سیاه در ایران هم باید تفاوت «حمایت هزینهای» با «تقاضای واقعی» را در نظر گرفت. اگر گرانی سنگآهن با رشد پیوسته محصولات نهایی همراه شود، فروشندگان به گرانی امیدوارتر میشوند. اما وقتی مصرف ضعیف است، انتقال کامل این هزینه به خریدار آسان نیست. در چنین شرایطی معمولاً اول قیمتهای پیشنهادی بالا میرود، بدون اینکه معاملات قطعی به همان اندازه رشد کنند.
این موضوع برای ورق اهمیت بیشتری دارد، چون همه ضخامتها و گریدها شرایط یکسانی ندارند. هر محصول تحت تأثیر عرضه، نیاز مصرفکننده و امکان جایگزینی خودش قرار دارد. بنابراین نمیتوان فقط با دیدن رشد ورق گرم چین، گرانی یکسان را برای کل بازار داخلی پیشبینی کرد. گرانشدن ارز یا هزینه تأمین میتواند فشار افزایشی را بیشتر کند. اما اگر سفارشها کم باشند، احتمال دارد فاصله بین قیمت پیشنهادی و قیمت معامله بیشتر شود.
بازارهای مرجع چه نشان میدهند؟
بازار ترکیه هم محدود بودن رشد قیمتها را تأیید میکند. قیمت قراضه وارداتی بین ۳۹۵ تا ۴۰۰ دلار در هر تن (CFR) برآورد شده و میلگرد صادراتی ترکیه بین ۶۱۵ تا ۶۲۵ دلار (FOB) قیمتگذاری شده است. ضعف تقاضای محصول نهایی اجازه رشد جدی به قراضه نداده است. از طرف دیگر، هزینه حمل و محدودیت عرضه هم مانع افت شدید آن شدهاند. نتیجه این است که فشار هزینه بهتنهایی برای ایجاد روند صعودی کافی نیست.
البته این اعداد را نمیتوان مستقیم به بازار ورق ایران تعمیم داد. نوع محصول، شرایط تجارت، هزینه حمل، محدودیتهای ارزی و ساختار عرضه با هم فرق دارند. ارزش این شاخصها در این است که فضای کلی بازار جهانی را نشان میدهند: هزینه تولید میتواند از قیمتها حمایت کند، اما توان خریدار سقفی برای افزایش آنها تعیین میکند.
در ایران عوامل داخلی هم به این محدودیت اضافه میشوند. نرخ ارز، هزینه مواد اولیه، نقدینگی در گردش و انتظارات فروشندگان میتوانند مسیر قیمت داخلی را از بازار جهانی جدا کنند. پس اگر بازار خارجی آرام شود، قیمت داخلی لزوماً ثابت نمیماند. همچنین رشد جهانی هم بهتنهایی گرانی در ایران را قطعی نمیکند.
دو سناریو پیش روی بازار داخلی
سناریوی اول: ادامه رشد هزینهها
اگر هزینه تأمین همچنان بالا برود و همزمان ارز یا هزینه تأمین دوباره کالا هم افزایش یابد، فروشندگان داخلی دلیل بیشتری برای بالا بردن قیمت پیشنهادی خواهند داشت. این احتمال درباره محصولاتی که عرضه کمتری دارند بیشتر است. با این حال، ماندگاری این رشد به این بستگی دارد که خریدار قیمت جدید را بپذیرد یا نه. اگر قیمتهای اعلامی بالا بروند اما حجم معاملات تغییری نکند، این بیشتر نشانه فشار هزینه و تغییر انتظارات است تا رونق بازار.
سناریوی دوم: نوسان مواد اولیه و رکود تقاضا
اگر قیمت مواد اولیه نوسانی بماند و تقاضای فولاد نهایی در چین و منطقه قویتر نشود، گرانی با مقاومت خریداران روبهرو خواهد شد. در این حالت تولیدکنندگان و عرضهکنندگان برای حفظ فروش مجبورند افزایش قیمت را محدود کنند یا تخفیف بدهند. نتیجه در بازار داخلی میتواند ثبات نسبی معاملات یا بیشتر شدن فاصله بین قیمت پیشنهادی و قیمت نهایی فروش باشد.
پروفیل؛ تأثیر با تأخیر از ماده اولیه
قیمت پروفیل را باید با توجه به هزینه ورق مصرفی و وضعیت سفارش صنایع پاییندستی بررسی کرد. تغییر قیمت ورق معمولاً فوراً و به همان اندازه در قیمت پروفیل اثر نمیگذارد. موجودی قبلی تولیدکنندگان، زمان خرید ماده اولیه و رقابت میان فروشندگان میتوانند این اثر را کند یا دیرتر کنند.
جمعبندی: چه چیزهایی را باید زیر نظر داشت؟
برای اینکه بفهمیم کدام سناریو قویتر میشود، باید سه شاخص را همزمان دنبال کرد:
- روند موجودی محصولات فولادی در چین
- ماندگاری رشد قیمت مواد اولیه
- میزان پذیرش قیمتهای جدید در معاملات واقعی بازار ایران
اگر موجودیها مدام کم شوند و سفارشها بیشتر شوند، احتمال رشد محدود قیمتهای بورسی بیشتر است. اما اگر فقط قیمتهای پیشنهادی بالا بروند و معاملات بهتر نشوند، احتمال تثبیت یا اصلاح قیمت آهنآلات بیشتر میشود.
بنابراین در شرایط فعلی، خرید هیجانی به خاطر رشد یکروزه مواد اولیه منطقی نیست. تصمیم خرید بهتر است بر اساس قیمت نهایی تأمین، سرعت فروش و ریسک خوابیدن سرمایه گرفته شود.
منبع: آهن آنلاین